ای رئیس دولت نجد و حجاز / ای ندانسته حقیقت از مجاز / شرط مهمانداری و رسم صفا / قاعده احسان و آئین وفا / در عرب گردن زدن یا کشتن است / در میان خاک و خون آغشتن است؟/ بر شما طالب مگر مهمان نبود / زائر آن کعبة ایمان نبود؟ / شیعه بود، اما بدین کافر نبود / منکر قرآن و پیغمبر نبود / تدخلن المسجد ان شاء آمنین / نیست این آیت ز قرآن مبین؟
در ماجراهای پلیسی، کلاهبرداری معروفی وجود دارد که طی آن، فردی به نام”ویکتور لوستیگ” خود را به عنوان یکی از مدیران دولتی معرفی کرده و برج ایفل را به یک تاجر آهن فروخته بود. اما خریدار نتوانست پیچ و مهره های برج ایفل را باز کند و برج را ببرد چون هنگامی که کارگرها خواستند وارد محوطه بشوند و برج را تخریب کنند، مأموران جلویشان را گرفتند و پرده بر افتاد… اما در ایران، از دکل نفتی گرفته تا برج مراقبت فرودگاه را فروختند و بردند!
این پیشنهاد، هر چند از سوی کاربران مورد استقبال قرار گرفت ولی دولت روی خوش بدان نشان نداد.
در دو سال گذشته، کمتر روزی بوده است که خبری از فساد مالی گسترده در دولت قبل افشا نشود. فساد ۱۲ هزار میلیارد تومانی در یک پروژه راه آهن، وجود افراد متعددی مانند بابک زنجانی در مجموعه نفت که به بهانه دور زدن تحریم ها، نفت کشور را بردند و فروختند و پولش را ندادند، واگذاری های خارج از ضوابط شرکت ها و ساختمان های دولتی به افراد خاص با قیمت های نازل، گرفتن وام های کلان بانکی بدون ضمانت های لازم و بازنگرداندن آنها ، تخصیص ارز دولتی دارو به واردات خودروهای و … همه و همه تنها نمونه هایی از فساد فراگیری است که کشور را فراگرفت و هزاران میلیارد تومان از سرمایه مردم ایران به جیب عده ای خاص رفت و طبقه ای جدید در کشور ایجاد شد که با پول مردم یک شبه ، راه صد ساله که نه، راه هزار ساله رفتند!
به عنوان مثال در یکی از همین واگذاری ها ، یکی از بزرگ ترین پتروشیمی های کشور را که در سطح جهانی شناخته شده است و چندین هزار میلیارد تومان ارزش دارد را به قیمت عجیب و غریب ۱۰۰ میلیارد تومان به یک شرکت خاص فروختند و تازه ، آن ۱۰۰ میلیارد تومان را به طور اقساط دریافت کردند(!) و بدین ترتیب “دوستان” با پرداخت ۳۰ میلیارد تومان قسط اول ، صاحب این ثروت افسانه ای که متعلق به مردم ایران است، شدند. ۳۰ میلیارد تومان ، قیمت یک پنت هاوس مجلل در شمال تهران است ولی با این پول، یکی از بزرگ ترین پتروشیمی های ایران و منطقه را از مردم ایران گرفتند و به دوستان خودشان دادند! (عصر ایران در حال تهیه گزارشی در این باره است و به زودی آن را منتشر می کند).
دزدی ها، معمولاً به صورت پنهانی صورت می گیرند اما آنچنان قبح غارت ریخته شده بود که آشکارا می بردند و می خوردند و خیال شان هم آسوده بود و کار بدانجا رسید که حتی یک دکل نفتی هم از بیخ و بن ناپدید شد!
در ماجراهای پلیسی، کلاهبرداری معروفی وجود دارد که طی آن، فردی به نام”ویکتور لوستیگ” خود را به عنوان یکی از مدیران دولتی معرفی کرده و برج ایفل را به یک تاجر آهن فروخته بود. اما خریدار نتوانست پیچ و مهره های برج ایفل را باز کند و برج را ببرد چون هنگامی که کارگرها خواستند وارد محوطه بشوند و برج را تخریب کنند، مأموران جلویشان را گرفتند و پرده بر افتاد.(+شرح ماجرا)
اما در ایران، یک دکل نفتی مورد کلاهبرداری رسمی قرار گرفت و بر خلاف برج ایفل، این بار کل دکل را بردند و الان از آن دکل ۷۸ میلیون دلاری خبری نیست! اگر این غارت ملی نیست پس چیست؟!
اکنون خبر جالب و البته دردناک دیگری رسیده است. بعد از دکل، “برج مراقبت” و “باند یک فرودگاه” را هم فروخته اند و زمین های آن را به یک دهم قیمت به دوستان داده اند. آن طور که مدیرعامل پیشین منطقه آزاد قشم گفته «بنچاق سندهای زمینهای همسایگانی که آنسوی خیابان فرودگاه قدیم قشم زندگی میکنند، نشان میدهد در همان تاریخ، آنها زمینهایشان را بین ٨٠٠ تا یکمیلیونتومان فروختهاند. اما زمین فرودگاه را به متری ٨٠ هزارتومان یعنی یکدهم قیمت واقعی فروختهاند».
بی تردید می توان گفت که در آن سال ها، غارت وسیعی صورت گرفته است و مردم به عنوان مال باختگان بزرگ این غارتگری ها ، حق دارند از دولتمردان بخواهند کمیته ای برای بررسی تمام واگذاری ها و معاملات کلان دولت قبل شکل دهند و با همکاری قوه قضائیه که اعلام کرده است عزم برای مبارزه با فساد جزم است، آنچه از جیب ملت به غارت رفته را بازگردانند.
امام علی(ع)، بعد از آن که به حکومت رسیدند، فرمودند: آنچه از بیت المال به غارت رفته را بازمی گردانم ولو آن که آن اموال را مهر زنان شان کرده باشند.
اینک آیا زمان آن نرسیده است که به این آموزه شهید عدالت، جامه عمل پوشانده شود؟
این عید به نور فاطمیه زیباست
روزیه تمام سال من با زهراست
با بردن نام فاطمه فهمیدم
سالی که نکوست از بهارش پیداست
دوستان من در پناه مهدی فاطمه باشید
درود بر مردان این سرزمین
مردانی همچون حاج قاسم سلیمانی که با تکفیری های داعش شجاعانه میجنگد.
و تا بچه بودن توی شکم مادر. اولی میگه تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟
دومي: آره حتما. يه جايي هست که مي تونيم راه بريم شايد با دهن چيزي بخوريم
اولي: امکان نداره. ما با جفت تعذيه مي شيم. طنابشم انقد کوتاهه که به بيرون نمي رسه. اصلا اگه دنياي ديگه هم هست چرا کسي تاحالا از اونجا نيومده بهمون نشونه بده.
دومي: شايد مادرمونم ببينيم
اولي: مگه تو به مامان اعتقاد داري؟ اگه هست پس چرا نمي بينيمش
دومي: به نظرم مامان همه جا هست. دور تا دورمونه.
اولي: من مامانو نمي بينم پس وجود نداره.
دومي: اگه ساکت ساکت باشي صداشو مي شنوي و اگه خوب دقت کني حضورشو حس مي کني…
.
.
.
__و این است داستان ما و آخرت
و خدایی که در این نزدیکی است____________
خدایا به داد قشر مظلوم سرباز برس...!!!
آهای مسئولین مملکت به سربازان ظلم نکنید!!!
آیا این انصافه که سربازی که 24 ساعت در اختیار نظام هست فقط ماهی 70 هزار تومان حقوق بگیره؟؟؟؟
آیا خودتون با 70 هزار تومان میتونید حتی دو روز زندگی کنید؟؟؟فقط دو روز!!!!!
با این 70 هزار تومان حتی هزینه ده روز کرایه درون شهری هم نمیشه
به داد سربازان برسید....
جدیدا شنیده میشه که قرار قسمتی از خاک هرمزگان را به استانهای کرمان و شیراز ببخشند تا این دو استان هم به دریا متصل شوند. ما مردم خاک پاک جنوب به شدت با این امر مخالف هستیم و از مسئولین استانی و کشوری میخواهیم که از این امر جلوگیری نمایند و به این شایعات پایان دهند. درست است که مردم هرمزگان مردمی محروم و مظلوم هستند اما همچین ظلمی را تحمل نمیکنند و نمیپذیرند که استانشان به دیگر استانها بخشیده شود،فقط بخاطر اینکه آن استانها لابی و نفوذ بالایی در مجلس دارند.کاش نمایندگان هرمزگان هم لیاقت این مردم خونگرم را داشته باشند و قدر فرصتی که این ساحل نشینان در اختیارشان را گذاشته اند را بدانند.
از بهمن ماه سال 1391 تعداد زیادی از مردم محروم و تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) در شهرستان حاجی آباد از توابع استان هرمزگان برای گرفتن وام خود اشتغالی به این کمیته مراجعه کردند و برای تشکیل پرونده بارها از روستاهای خود به حاجی آباد رفته و متحمل کرایه ها و هزینه هایی شدند به امید اینکه بتوانند با گرفتن وام خود اشتغالی معاش خود و خانواده شان را تامین کنند.اما متاسفانه هم اکنون بعد از گذشت هشت ماه ، هنوز به آنها هیچ وامی پرداخت نشده است و وقتی که برای پرس و جو با کمیته امداد حاجی آباد و مسئول مربوطه (آقای کریمی) تماس میگیرند،ایشان با حالتی طلبکارانه با این مددجویان محروم برخورد میکنند.بطوریکه یکی از این مددجویان اظهار داشت که وقتی به آقای کریمی گفتم که " پس تکلیف وام ما چه شد؟؟ آیا بعد از مرگمان میخواهید به ما وام بدهید؟؟ همه ی مناطق استان به مددجویانشان وام داده اند." جناب کریمی در جواب گفته اند : "بقیه مناطق استان با رییس جمهور آشنا هستند .ما بعد از مرگتان وام کفن و دفن به شما میدهیم.الان بودجه نداریم.انقدر وقت من را نگیرید ، من کارهای مهمتری از شما دارم.تا دو سال دیگر هم نوبت شما نمیشود" و گوشی را روی مددجوی محروم قطع کرده اند.امیدوارم مسئولین رده بالای استان و حتی کشور نیم نگاهی به رفتار کارمندان زیر دست خود داشته باشند و نحوه عملکرد و رفتار آنها را با مردم محروم این خطه از خلیج فارس مورد بررسی قرار داده و حتی اگر نیاز است ،افرادی لایقتر و تواناتر را در این نهاد بکار بگمارند. آیا مگر وظیفه کمیته امداد تکریم و تامین مردم محروم کشور نیست؟آیا این گونه برخورد با انسانهایی که جز عزت و آبرو چیز دیگری ندارند ،درست است؟اگر کمیته امداد حاجی آباد بعد از گذشت هشت ماه نتوانسته است بودجه لازم را برای پرداخت وام کسب نماید و حتی به گفته ی مسئول آن تا دو سال دیگر هم نمیتواند که این وام ها را پرداخت نماید، پس چرا باعث شده که عده زیادی از مددجویان این منطقه برای تشکیل پرونده متحمل هزینه هایی شوند که برای آنهایی که آه ندارند که با ناله سودا کنند ،هزینه ی هنگفتی میباشد.آیا علت تشکیل کمیته امداد کمک به مردم محروم بود؟؟ یا اینکه هم اکنون تبدیل به اداره ای شده است که کارمندانی را جذب میکند و در آمد آن که از کمکهای مردم برای انسانهای محروم است را خرج حقوق کارمندان خود مینماید؟امیدوارم که روزی برسد که هیچ ایرانی و هیچ انسانی ، نیازمند دیگری نباشد.
روزی گذشت پادشهی از گذرگهی فریاد شوق برسرهر كوی وبام خواست
پرسید زان میانه یكی كودك یتیم كاین تابناك چیست كه برتاج پادشاست
آن یك جواب داد چه دانیم ما كه چیست پیداست آنقدر كه متاعی گرانبهاست
نزدیك رفت پیرزنی كوژ پشت و گفت این اشك دیده من وخون دل شماست
مارا به رخت وچوب شبانی فریفته است این گرگ سالهاست كه با گله آشناست
آن پارسا كه ده خرد و ملك رهزن است آن پادشا كه مال رعیت خورد گداست
بر قطره سرشك یتیمان نظاره كن تا بنگری كه روشنی گوهر از كجاست
پروین به كجروان سخن از راستی چه سود كو آنچنان كسی كه نرنجد زحرف راست
روحانی مچکریم
بنده به عنوان یک ایرانی و یک دهه شصتی از آقای روحانی بخاطر اعتدالشان در سخن و رفتار در نیویورک متشکرم و امیدوارم که این اعتدال برای اعتلای ایران در جهان ادامه داشته باشه.
اما به شدت از رفتار گروهی که خود را ایرانی و دانشجو میدانند اما به رییس جمهور منتخب این مملکت ، فقط بخاطر 15 دقیقه مکالمه با اوباما توهین میکنند و به سویش کفش روانه میکنند (لازم به ذکر هست که همین پرتاب کفش یکی از روشهای اعتراضی و وارداتی از غرب میباشد) ،متحیر و متاسفم. افرادی که افراطی هستند و همین گونه افراد بودند که در هشت ساله گذشته باعث شدند وضعیت معیشت ما ایرانی ها بدین گونه نابسامان و دردناک بشود.آیا این اعتراضات و توهینات فقط به صرف گفتگوی 15 دقیقه ای با اوباما درست است؟حال آنکه این گفتگو در جهت منافع ایران و ایرانی انجام شده و در آن بر حقوق مسلم ایران در زمینه هسته ای تاکید شده است.آیا بجای تشکر از روحانی که برای رفع تحریم ها تن به این گفتگو آنهم از موضع قدرت داده است ،باید به او توهین شود؟ بنظر من افرادی که در فرودگاه به رییس جمهور توهین کردند دانشجو نیستند.بلکه عده ای اراذل اوباش و آدمهای افراطی و بی فرهنگ هستند که حتی نحوه اعتراض را هم نمیدانند.چه عیبی دارد اگر دشمنی ها کنار برود و به جای آن صلح برقرار شود؟ حتی با آمریکا. آیا اگر در زمان های گذشته روسای جمهور پیشین آمریکا حالتی خصمانه در برابر ایران داشته اند، ما باید تا قیامت با آنها دشمنی کنیم و شعار مرگ بر آمریکا سر دهیم؟آیا منطق و تمدن ایرانی و اسلامی ما چنین چیزی را میپذیرد؟و اگر اینگونه باید باشد ،پس چرا ما با عراقی که هشت سال مردم ما را به خاک و خون کشید،دست دوستی داده ایم و آنرا کشور برادر خطاب میکنیم؟پس چرا با روسیه متحد هستیم؟در پایان امیدوارم آقای روحانی و تیم ایشان با قدرت به کارشان ادامه دهند و تحت تاثیر عده ای افراطی قرار نگیرند.
«بسم الله الرحمن الرحیم
حضور محترم مقام معظم رهبری حضرت آیتالله العظمی آقای خامنهای مدظلهالعالی
با عرض سلام و ارادت کامل؛
همان روزی که تأئید امام بر رهبری حضرتعالی را از زبان ایشان شنیدم و همواره آن نظریه را در مواقع لازم بیان کردهام تأئید صلاحیت برادر آقای هاشمی را هم شنیدم زیرا امام بعد از نام جنابعالی نام ایشان را هم ذکر کردند. خوشبختانه و به حق حضرتعالی مورد رأی خبرگان قرار گرفتید، لذا لزومی نمیدیدم تا ذکری در این مورد از ایشان به میان آورم. اما متاسفانه امروز که میبینم شورای نگهبان دست به رد صلاحیت ایشان برای ریاست جمهوری زده است، خواهرانه تذکر میدهم که این کار هیچ معنایی جز فاصله انداختن بین دو یار امام و بیتوجهی به شوق و اقبالی که مردم کوچه و خیابان به نظام و انتخابات پیدا کرده است ندارد. من مدعی نیستم که آقای هاشمی امروزی همان فرد دیروزی است زیرا این تغییرات در تک تک مردم در گذر زمان رخ داده است «وَمَا أُبَرِّیءُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ» اما جدا شدن تدریجی شما از هم بزرگترین لطمهای است که به انقلاب و نظام وارد میشود چنانچه امام همیشه میفرمودند: این دو وقتی با هم باشند خوبند. خواهشمند است در این امر مهم دخالت فرمائید و نگذارید که یک حرکت همه تلاشها را خراب کند و نشان دهید که چرا امام میفرمود: «ولایت فقیه برای آن است که نگذارد هرکس هر کاری دلش میخواهد بکند و ولایت فقیه میخواهد جلوی دیکتاتوری را بگیرد». خواهش میکنم فلسفه وجودی ولایت مطلقه فقیه را یکبار دیگر عینیت ببخشید. اطمینان دارم که این درخواست زبان حال بسیاری از دلسوزان نظام است که نگران وضع ایران اسلامی هستند و دلشان برای شنیدن طنین وحدت و همدلی در این کشور میتپد.
ارادتمند 92/2/31
زهرا مصطفوی»
بسم الله الرحمن الرحیم
رهبر گرامی، آیت الله خامنه ای دامت بر کاته
با اهداء سلام،در خصوص رد صلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی برای انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان، به عرض می رساند این رد صلاحیت که با دو دلیل ناموجه ناتوانی جسمی و نقش داشتن در فتنه سال 88 انجام شده است آسیب جدی به انتخابات آینده وارد خواهد کرد و حماسه سیاسی مورد نظر جناب عالی را محقق نخواهد ساخت.حدس قوی دارم که اگر امام خمینی هم، به فرض حیات، با نام مستعار در انتخابات شرکت می کردند صلاحیت شان رد می شد چون ایشان هم گاهی انتقاداتی داشتند.
مستحضر هستید که با ورود جناب آقای هاشمی به صحنه انتخابات چه شور و شوقی در میان مردم و چه امیدی در دل آنان به اصلاح امور و پیشرفت سریعتر کشور پیدا شد و با رد صلاحیت ایشان طبعا آن شور و شوق و آن امید از بین رفت.
پیشنهاد می کنم با حکم حکومتی در تایید صلاحیت ایشان زمینه تحقق حماسه سیاسی مورد نظرآن رهبر عزیز را فراهم آورید و محذور احتمالی لزوم اقدام مشابه در باره آقای مشایی موجه به نظر نمی رسد زیرا قیاس این دو با هم قیاس مع الفارق است و رد صلاحیت به دلیل داشتن گرایش های فکری غیر اسلامی کار درستی است اما رد صلاحیت به دلیل منتقد بودن کار نادرستی است. اولی مشمول حکم حکومتی نمی شود و دومی مشمول می شود. برای جنابعالی آرزوی سلامت و توفیق بیشتر دارم.
والسلام 3/1/ 92
علی مطهری
خودتان قضاوت کنید : به نظر من که واقعا خجالت داره
استاد عزت الله انتظامی در نامه ای تلاش هایش برای ثبت بنیاد فرهنگی و هنری و فریب خوردنش و چگونگی حضورش در وزارت کشور هنگام ثبت نام یکی از کاندیداها شرح داد.
متن کامل نامه به شرح ذیل است:
پروردگارا کمک کن بتوانم حرف دلم را بزنم...
برای مردم سرزمینم...
من عزت الله انتظامی هستم
شنبه 21 اردیبهشت ماه 1392 ساعت 3 بعدازظهر بود که از دفتر ریاست جمهوری به من اطلاع دادند « آماده باشید ماشین می آید دنبالتان». خوشحال شدم. ماه ها برای ثبت بنیاد دویده بودم. چند روز قبل از مراسمِ اعطا نشانِ درجه یک هنری در بهمن ماه 1391 (که به علت بیماری نتوانستم در مراسم شرکت کنم) ما چند هنرمند منتخب را به دفتر ریاست جمهوری ..... (ادامه را در ادامه مطلب بخوانید)
اگه میتونی از خودت برای این مردم مایه بذاری بیا و قدرت رو در دست بگیر. اما اگه میخوای مردم واسه تو مایه بذارن و تپل ترت کنن. نیومدنت بسی بهتر از اومدنت هست.
نمیدونم از کجا شروع کنم از چی بگم اصلا؛ از کدوم درد ما ایرانیها بگم.البته اونایی که توی رفاهن خوشبحالشون.
اما واقعا مسئولین ما خجالت نمیکشن؟ شرم نمیکنن؟ واقعا زشت نیست که کشوری با این همه ثروت با این همه نفت و گاز و انواع معدن مس و طلا و کورم و آهن و .... کشوری که چهار فصله.کشوری که از دو طرف به دریا وصله .کشوری که توی خاکش هر چیزی رشد میکنه. کشوری با این همه تمدن و فرهنگ .با این همه اسطوره و نابغه.واقعا زشت نیست که وضعیت مردمش اینچنین باشه؟؟؟شما بعضی کشورای عربی رو ببینید ،همین قطر وامارات که اندازه استان هرمزگان ما هم نمیشن؛جز نفت و گاز چی دارن؟حتی آب خوردن و کشاورزی هم ندارن.اما وضعشون رو ببینید.
زشت نیست که گرونی کمر مردم رو شکسته. مسئولین رده بالای مملکت شما خوابید یا خودتون رو زدید به خواب؟؟ اصلا شما میاید بین مردم ببینید چه خبره؟ شما واسه خونتون خرید میکنین؟ روغن وبرنج و گوشت میخرید؟ یا اینکه شب تا شب میان یخچالتون رو پر میکنن بدون اینکه حتی بفهمید قیمت چیزی که میخورید چقدره؟؟ اگر میدونید و هیچ کار نمیکنید که وای بر شما. اما اگه میدونید و نمیتونید کاری کنید پس چرا از قدرت کنار نمیرید؟ چرا اون دنیای خودتون رو خراب میکنید؟ میدونید چقدر کار سنگین و خطرناکیه ریاست بر ملت؟ امیدوارم همیشه خدا رو در ذهن داشته باشید و بدونید شمایی که مسئولیتی الان داره هیچ فرقی با من نمیکنی تو آدمی منم آدمم. تازه اگه تو مسئولیتی داری یادت باشه که همین ما مردم خس و خاشاک که به چشمتون نمیاد بهت سپردیم مسئولیت رو.یادت باشه ما مردم ولی نعمتهای شما هستیم نه شما ولی نعمت ما. نمیگم تا حالا کاری نکردید چرا انجام دادید نسبت به پهناوری کشورمون کارهای زیادی انجام شده.اما مطمئنم اینها حتی یک دهم کارهایی هم نیست که میشد انجام داد و انجام نشده.کاش ما هم میدونستیم ثروت ما ایرانیها کجا میره؟؟ مسئولین محترم خواهش میکنم یکم از منافع خودتون بزنین و به منافع مردم فکر کنید به فکر آسایش مردم باشید.مردمی که با این همه مشکلات و بی عدالتی ،با صبر هنوز هم به نظام و دینشون پایبند هستند لیاقتشون بیشتر از ایناست بخدا.شمایی که مردم رو تشویق میکنید به زادو ولد بیشتر. آیا بسترش رو هم آماده کردید؟ میدونید الان جهیزیه یه دختر چقدر در میاد؟ میدونید اگه یه پسر بخواد ازدواج کنه چقدر باید هزینه کنه ؟؟؟ البته واسه شما که جدا از حقوقای میلیونیتون کلی درآمد دیگه هم دارین این رقما چیزی نیست.اما بخدا واسه ما که کل حقوقمون 700 تومن هم نمیشه اندازه کار کردن ده ساله.تازه اگه قیمتها ثابت بمونه. مسئولین محترم (از همون بالاش گرفته تا پایین) لطفا به داد مردم برسید.بخدا اون دنیایی هم هست.
در پایان امیدوارم به بنده که حرف دل خودم و بسیاری دیگر رو زدم انگی زده نشه و فردا روزی سر از ناکجا آباد در نیارم.
والسلام
یا حق
روی سخن من با آقای احمدی نژاد رییس دولت هست
من میخوام همینجا از آقای احمدی نژاد اقتصاد دان بزرگ کشور و وزیر اقتصادشون بابت این 8 سالی که حسابی زحمت کشیدند و اقتصاد کشور رو پویا کردند تشکر کنم واقعا دستشون درد نکنه.ما که از خوشی داریم میمیریم. ماشاله انقدر کالا و اجناس ارزون هست و درآمدها بالا ،که نمیدونم با پولی که اضافه میاریم چکار کنیم. فک کنم تو دوره هیچ رییس جمهوری اینقدر جا برای پیشرفت کشور و جوانان نبود.الان دگه ما کلمه ای بنام بیکاری و تورم رو اصلا نمیشناسیم.الان ما با خیال راحت میتونیم زندگی تشکیل بدیم و ازدواج کنیم و بریم سر هرکاری که عشقمون بکشه و هر ماشینی هم که بخوایم بخریم (از بس که ماشین ها ارزونند تازه من میخوام دو تا بخرم).
خلاصه بازم تشکر از تمام وعده هایی که زمان انتخابات دادین.اما من ملتمسانه خواهشی از شما دارم . جناب دکتر احمدی نژاد ، اقتصاد دان برتر قرن،رییس دولت محبوب ما مردم که انقدر محبوبی که عکست تو خونه هر ایرانی ای پیدا میشه و هر روز داریم ذکر خیرت میکنیم و فاتحه برای امواتت میفرستیم خواهش میکنم ازت تو این 6 یا 7 ماهی که از دوران ریاستت باقی مونده تو رو به هرکی که میپرستی دگه هیچ طرح بزرگی اجرا نکن و اصلا دگه طرح نده چون ما دگه طاقت اینهمه خوشبختی و خوشحالی رو نداریم.بابت همینکارایی که کردی ممنون دستت درد نکنه. شما دگه بری استراحت کنی بهتره اصلا یه پیشنهاد به نظر بنده حقیر شما برو ریاست اقتصادی اروپا رو بدست بگیر و اون بیچاره ها رو از این وضع نابسامان اقتصادی نجات بده.مطمئنا شما توانایی شو داری.فقط بعدش خدا به داد اروپایی ها برسه که ظرفیتشون کمه و از خوشی میمرن.
با تشکر از اسطوره ی سیاستمداران دنیا.بخدا یه دونه ای دکتر
دوبلورهای سریال ترکیه ایه حریم سلطان در ایران بازداشت شدند!!!
معمولا زمانی که رابطه ما با فردی به پایان رسید تـازه بـه دنـبــال چـراهـا می گـردیـم. آیـا علائــمـی وجــود دارد کــه نشان دهنده از دست رفتن علاقه فرد مقابـل نـسبــت بـه ما باشد؟ بله، گاهی اوقات آنچنان در رابطه و یا چــیزهای دیگر غرق می شوید که حتی متوجه چنین علائمی هــم نمی شوید.
در این قسمت 8 زنگ خطر که نشان دهنــده کم شدن علاقه او نسبت به شما است را ذکـر می کنیم، شاید این مـوارد بـه دلـیـل رفـتـارهـای شما به وجود آمـده باشند. به هر حال ...
ادامه را در ادامه مطلب بخوانید....
شک از آن موضوعاتی است که در زندگی همه انسان ها وجود دارد اما گاهی می تواند حسابی دردسر آفرین شود و زندگی را ویران کند پس باید با آن برخورد کرد. اگر همسری شکاک دارید یا خودتان شکاک هستید یا قصد ازدواج دارید، این مطلب را بخوانید.
و محور اصلی و بسیار مهم هر رابطه ای و به خصوص در زندگی مشترک اعتماد و احترام است و اگر هرکدام از این دو محور آسیب ببینند ممکن است رابطه کاملا از بین ببرد، در حقیقت این دو خط قرمز هایی هستند که هیچگاه نباید از آن ها عبور کرد.
ادامه را در ادامه مطلب بخوانید
روزی پرنده ای آبی رنگ ناگهان از پنجره وارد اتاق شما میشود و در آنجا به دام می افتد. چیزی در این پرنده شما را به خود جذب میکند و تصمیم میگیرید آن را نگه دارید. اما روز بعد در عین شگفتی متوجه میشید رنگ پرنده از آبی به زرد تغییر کرده است. این پرنده استثنایی دوباره تغییر رنگ می دهد و در صبح روز سوم به رنگ قرمز روشن در می اید و در روز چهارم سیاه رنگ است.
روز پنجم است. وقتی از
ادامه را در ادامه مطلب بخوانید...
ای وطن ای مادر تاریخ ساز ای مرا بر خاک تو روی نیاز
ای کویر تو بهشت جان من عشق جاویدان من ایران من
ای ز تو هستی گرفته ریشه ام نیست جز اندیشه ات اندیشه ام
آرشی داری به تیر انداختن دست بهرامی به شیر انداختن
کاوه آهنگری ضحاک کش پتک دشمن افکنی ناپاک کش
رخشی و رستم بر او پا در رکاب تا نبیند دشمنت هرگز به خواب
مرزداران دلیرت جان به کف سرفرازن سپاهت صف به صف
خون به دل کردند دشت ونهر را بازگرداندند خرمشهر را
ای وطن ای مادر ایران من مادر اجداد و فرزندان من
خانه من بانه من توس من هر وجب از خاک تو ناموس من
ای دریغ از تو که ویران بینمت بیشه را خالی ز شیران بینمت
آریو برزن، دلاوری که طعم شکست را به اسکندر چشاند.
آریوبرزن یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران است که در برابر یورش اسکندر مقدونی به ایران زمین، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری کرد و در این راه جان باخت و حماسهی «در بند پارس» یا «دروازه پارس» را از خود در تاریخ به یادگار گذاشته است.
«اسکندر مقدونی» در سال 331 پیش از زادروز، پس از پیروزی در سومین جنگ خود با ایرانیان «گوگامل» (Gaugamele) [پیشتر به اشتباه آن را اربیل (Arbela) میخواندند] و شکست پایانی ایران، بر بابل و شوش و استخر چیرگی یافت و برای دست یافتن به پارسه، پایتخت ایران روانه این شهر گردید.
اسکندر برای فتح پارسه سپاهیان خود را به دو پاره بخش کرد: بخشی به فرماندهی «پارمن یونوس» از راه جلگه «رامهرمز و بهبهان» به سوی پارسه روان شد و...
ادامه را در ادامه مطلب بخوانید...
چو ایران نباشد تن من مباد بر این بوم و بر ، زنده یک تن مباد
الان که این مطلب رو مینویسم فوق العاده نارحت و عصبانی هستم چون شنیدم دستور دادن که تنها مجسمه آریو برزن در کشور (فرمانده باغیرت هخامنشی در زمان حمله اسکندر به ایران) رو که در یکی از میدانهای کهگیوله و بویر احمد هست رو پایین بیارند و یکی دیگه از نمادهای تاریخ و مقاومت ایران رو حذف کنند.ایرانی که اگر حالا بیش از 2600 سال قدمت داره بخاطر فداکاریها و از جان گذشتگی اینچنین سرداران و سربازانی هست که غیرتمندانه از این مرز و بوم دفاع کردند و حالا به جای اینکه ما واسه این افراد احترام قایل بشیم و از اونها به افتخار یاد کنیم ،داریم نابودشون میکنیم و در واقع داریم تاریخ و فرهنگ خودمون رو نابود میکنیم
حال اینکه در تمام کشورهای دنیا که قدمت و تاریخی بسیار کمتر از ما دارند از چنین دلاوران و بزرگانی آنقدر مجسمه و نماد میسازند که باعث بالا رفتن غرور ملی کشورشون بشه.من خواهش میکنم حتی التماس میکنم که مسئول یا مسئولینی که رای به پایین آوردن مجسمه آریو برزن و دیگر بزرگان تاریخ ما داده اند بیشتر فکر کنند و از تصمیم خود منصرف شوند و با احساسات میلیونها ایرانی بازی نکنند..
البته از تمام هموطنان عزیزم هم میخوام به این نکته کمی بیشتر توجه کنند که باید نام ایران و ایرانی رو با کمک از تاریخ زنده نگه داشت.به این فکر کنید که چند نفر توی کشور ما هستند که نامشان آریو برزن و یا دیگر اسمهای اصیل ایرانی است؟؟؟شاید بسیار بسیار اندک
اما حال ببینید که ما چند اسم به نامهای چنگیز و اسکندر و ... (کسانی که به کشور ما حمله کرده و ثروت ما رو به تاراج برده اند) داریم؟؟؟
قضاوت با شما
برخي از خانمهاي محجّبه، به اين دليل چادر ميپوشند چونكه از بچگي به پوشيدن آن عادت كردهاند ( يا بهتر بگويم عادت داده شدهاند)، برخي ديگر هم معتقدند چون خدا به زنان مؤمن «دستور» داده كه حجاب داشته باشند پس ناچاراً بايد اين سختي را در كنار سختيهاي ديگر بندگي به جان خريد و به آن تن داد.
امّا مؤمنان آگاه ميدانند كه در رعايت حجاب «مصلحت حكيمانه اي» وجود دارد كه چهبسا عقل انسان به تمامي آن راه نداشته باشد و براي همين هم خدا آن را بر مؤمنان واجب كرده است؛ و از همين رو حجاب را با جان و دل «انتخاب» ميكنند.
ادامه را در ادامه مطلب بخوانید....
مامانِ حمید امروز اومد مدرسه؛ اینقدر باکلاس بود که نگو، لباش قرمز، پشت چشماش از این رنگای خوشگل داشت، موهاش زرد، مانتوش سفید، کفشاش تق تق صدا میکرد، دیگه با این مقنعهسیاه نیا مدرسه من؛ اصلا بذار خاله سمیرا بره کارنامهمو بگیره...!!!!!!!!!!!!!!!!!
به ارزشت بیندیش...
لازم نیست یادداشت کنید ، بگذارید از خود شما بپرسم بچه ها فکر می کنید ارزش یک انسان چگونه معلوم میشود؟
یکی پاسخ داد : ارزش یک انسان به چیزهائی است که دارد.
معلم لبخندی زد و گفت : روی زمین چیزی مهم تر از انسان نیست ، پس نمیتوان ارزشش را بر مبنای چیزی کم ارزش تر از خودش سنجید.ارزش یک انسان را نمیتوان با داشته هایش اندازه گرفت.
یکی از انتهای کلاس بلند شد و گفت : ارزش یک انسان به
ادامه را در ادامه مطلب بخوانید....
۱ – افرادی که بیشترین وقت خود را صرف زندگی دیگران میکنند (مشاوره، راهنمایی و …)، از رسیدن به زندگی خود باز میمانند.
۲ – کسانی که میگویند “من نباید این راز را فاش کنم اما فقط به تو میگویم” دقیقا راز شما را نیز به همین صورت برای دیگران بازگو مینمایند.
۳ – گفتن حقیقت مهم است؛
۴ – هیچ هدفی بدون طی کردن مسیر و راه آن دست یافتنی نیست.
۵ – کسانی که سر خود را مانند کبک در برف فرو میبرند در واقع لگد دیگران را به جان میخرند.
۶ – آنچه که در ظاهر هر شخص میبینیم، به ندرت دقیقا همان چیزی است که آن شخص واقعا هست.
ادامه را در ادامه مطلب بخوانید
خسته شدم از آدمهای بی منطقی که هیچی از دین نمیدونند و ادعای روشنفکری هم میکنند و سینه سپر میکنند برای اینکه از دین بد بگند.آدمایی که تا دو دقیقه باهاشون صحبت میکنم و کم میارن داد و فریاد راه میندازند و وقتی هم این رفتارشون رو تحمل میکنم و بحث رو ادامه میدم متوجه میشم که خودشونم نمیفهمند چی میخوان و مرتب حرفای خودشون رو نقض میکنند.کسایی که وقتی پای حرفاشون میشینی میبینی که واقعا عقل درست حسابی ندارند کسایی که بی بندو باری و بی اعتقادی رو دوست دارند کسانی که میخوان هر کار دلشون خواست بکنند و به هر لذتی میخوان برسند حتی با صدمه زدن به دیگران و زیرپا گذاشتن عقاید دیگران.و نمیخوان کسی هم وجود نداشته باشه که جلوی این هرج ومرج رو بگیره.خدایا خودت به راه راست هدایتشون کن.
تورم درزبان عرب از ریشه ورم به معنی دمیدن می باشد.در سیستم اقتصادی نیز تورم به معنی بزرگ کردن بی محتوا است.
تورم از نظر علم اقتصاد به معنی افزایش سطح عمومی قیمت ها در طول یک زمان مشخص است. نرخ تورم برابر است با تغییر در یک شاخص قیمت که معمولا شاخص قیمت مصرف کننده است.
ریشههای تورم
دیدگاه کینزی دو دلیل عمده برای تورم ذکر میکند: کاهش عرضه کل یا افزایش تقاضای کل
بنظر شما علت گرانی چیست؟؟؟
و برای خروج از این بحران چه باید کرد؟؟؟
لطفا نظرات خود را در بخش نظرات بگذارید تا در این وبلاگ به اسم خودتان ثبت شود.با تشکر
مهریه های سنگین نشان دهنده بی اعتمادی زن و شوهر به یکدیگر و سطح فکر پایین است. مهریه بالا می تواند به عنوان یک ابزار در دست دختران قرار بگیرد و پسران از این نظر همیشه تحت استرس و فشار باشند.
بالا بودن مبلغ مهریه و
ادامه را در ادامه مطلب بخوانید
شاید دارم دیر به این مطلب میپردازم.اما کسانی که کلیپ معنی کردن آزادی به زبان گلشیفته فراهانی رو دیدند حتما از اهمیت این موضوع با خبر هستند.من برای این بازیگر واقعا متاسفم کسی که الان شده عروسک دستان اسلام ستیزان،کسی که زمانی در ایران چهره محبوبی بود حال به یک چهره منفور تبدیل شده.البته امیدوارم همه حساب خانواده محترم فراهانی رو با این دختر خودفروخته جدا کنند.با اینکه میشه گفت اگر خانواده این دختر زودتر از اینها بیزاری خودشون رو از رفتار دخترشون اعلام میکردند کار به اینجا نمیرسید که اکنون گلشیفته فراهانی در جواب به این سوال که نظر شما در مورد آزادی چیست؟ بدن برهنه اش رو به دوربینها نشان بده.
آیا واقعا این معنای آزادی است؟آیا آزادی در برهنگی و بی بند وباری است؟تا بحال انسان عاقل و فرهیخته ای رو دیدید به کسی که خودفروشی میکنه یا بدن برهنه اش رو در انظار قرار میده تبریک بگه و یا او رو تشویق کنه.همه ما از چنین انسانهایی بدمون میاد و مورد سرزنش قرارشون میدیم.آیا خود شما از چنین کسی حمایت میکنید؟بهر حال واقعا و از صمیم قلب برای چنین انسانهایی که ذره ای از عقل و منطق خودشون استفاده نمیکنند و فقط تحت تاثیر محیط حرکاتی رو انجام میدهند که بعد هم مطمئنن خودشون هم پشیمون میشن ،متاسفم.
مركز استان هرمزگان شهر تاریخی بندرعباس می باشد كه امروزه یكی از 20 شهر بزرگ ایران و مركز فعالیتهای مهم اقتصادی و تجاری كشور محسوب می گردد. بندرعباس به عنوان بزرگترین مبادی ورودی و خروجی كشور نقش بسیار ارزنده ای در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران كه بنادر مهم آبادان و خرمشهر مورد تعدی دشمن قرار گرفته بودند، در زمینه نیازهای وارداتی كشور ایفا نمود. این شهر در